لغت نامه دهخدا
پیشانی بند. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) عصابه. پنجه بند. سربند مرصع زنان و آنرا استفان نیز گویند. رجوع به استفان شود. ( شعوری ج 1 ص 257 ).
پیشانی بند. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) عصابه. پنجه بند. سربند مرصع زنان و آنرا استفان نیز گویند. رجوع به استفان شود. ( شعوری ج 1 ص 257 ).
پیشانی بند نوعی پوشاک فرعی برای سر است که معمولاً برای جلوگیری از ریختن موها روی صورت و چشم ها استفاده می شود. سربندها معمولاً از الاستیک یا موادی ساخته می شوند که به راحتی تغییر شکل می دهند. از پیشانی بند برای زیبایی و نیز به صورت کاربردی استفاده می شود.
در جنگ ایران و عراق، رزمندگان ایرانی از پیشانی بند استفاده می کردند. بر روی پیشانی بندها عبارت های مذهبی مثل «یا حسین»، «یا زهرا» و نظایر آن نوشته شده بود.
💡 لباس زنان بویراحمدی با رنگارنگی و تنوعش شناخته میشود. زنها دامن چند لایه (شلیته، تنبان)، تونیکی با شکاف در دو سمتش و ژاکت کوتاه میپوشند. بر روی کلاههای کوچکشان (لچک) نیز تور روسری مانندی (چارقد یا همان گلونی) میپوشند. زنهای بویراحمدی، پیشانی بند ابریشمی ای نیز دور سرشان (روی چارقد) میپیچیدند. جواهرات (گردنبند، سنجاق چارقد، گوشواره و النگو) نیز وابستگی و ثروت خانوادگی را مینمایاند.
💡 طرح چهره یک بانوی گیلک که بر روی یک جام پوسیده مفرغی به دست آمدهاست، نشان میدهد که زنان گیلان روسری بزرگی بر سر میگذاشتند و با پیشانی بندی که از روی پیشانی عبور میکرد و در پشت سر گره میخورد، روسری را روی سر نگاه میداشتند.
💡 این جام مفرغی که از مارلیک به دست آمدهاست، به بیش از سه هزار سال پیش بازمیگردد. همین تصویر نشان میدهد که بقیه روسری روی دوش و سینه قرار میگرفت و دنباله آن دوباره از زیر چانه به طرف بالا کشیده و در کنار گوش به پیشانی بند متصل میشد.