پیش دندان

لغت نامه دهخدا

پیش دندان. [ دَ ] ( اِ مرکب ) دندان پیش. دندان مقدم بر دیگر دندانها. || طعام اندک که قبل از خوراک خورند. چیزی که نهار بدان شکنند. ( غیاث ):
هزار توبره بنگ و هزار قاص افیون
کم است بهر یکی لمحه پیش دندانش.شفائی ( از فرهنگ نظام ).|| پیشخورد. ( مجموعه مترادفات ص 8 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- دندان پیش دندان مقدم بر دیگر دندانها. ۲- طعام اندک که قبل از خوراک خورند چیزی که نهار بدان شکنند: هزار توبره بنگ و هزار قاص افیون کمست بهر یکی لمحه پیش دندانش. ( شفائی ) ۳- پیشخورد.

جمله سازی با پیش دندان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا چرا لب پیش ابر از تنگدستی باز کرد ازدهن یک یک برآوردند دندان صدف

💡 پیش ازان کز لب و دندان تو یابم کامی چون زبان در دهن خلق خدا افتادم

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز