پیش درد

مترادف‌ها

درد مقدماتی

لغت نامه دهخدا

پیش درد. [ دَ ] ( اِمرکب ) ( در زاهو ) درد و الم قبل از تولد بچه. درد ابتدائی زن باردار قبل از شدت آن و قبل از تولد بچه.

فرهنگ فارسی

( اسم )درد دایم زائو قبل از تولد بچهدرد ابتدایی زن باردار قبل از شدت آن و پیش از تولد فرزند.

جمله سازی با پیش درد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیش صاحبدل که میداند زیان و سود خویش هست دلها را ز درمان بیشتر درد احتیاج

💡 که روزی که از روزگار دژم به پیش آیدش سختی و درد و غم

💡 برخی بیماران قبل از شروع حملات شدید میگرن، علائم خاصی را به عنوان پیش درد تجربه می‌کنند که شامل تغییرات در بینایی یا احساس بی‌قراری است.

💡 درک بهتر علائم پیش درد می‌تواند به افراد کمک کند تا با رعایت رژیم‌های غذایی خاص یا استراحت، احتمال وقوع بحران‌های سلامتی خود را کاهش دهند.

💡 پزشکان متخصص معمولاً توصیه می‌کنند که هرگونه احساس پیش درد خفیف در ناحیه شکم، حتماً باید با بررسی‌های دقیق پزشکی و آزمایش‌های لازم پیگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران