پیروز شاه

لغت نامه دهخدا

پیروزشاه. ( اِخ ) پادشاه ساسانی. رجوع به پیروز و فیروز شود:
همی خواندندیش پیروزشاه
همی بود یکچند با تاج و گاه.فردوسی.سپاهی بیاورد پیروزشاه
که از گرد تاریک شد چرخ ماه.فردوسی.
پیروزشاه. ( اِخ ) احمد بوبکر ممدوح انوری:
پیروزشاه یاد ندارد زمانه این
پیروزشاه احمد بوبکرشاه تست.انوری.

فرهنگ فارسی

احمد ابوبکر ممدوح انوری

جمله سازی با پیروز شاه

💡 به راه تو مردن به از تاج و تخت شماریم ای شاه پیروز بخت

💡 به موبد چنین گفت پیروز شاه که خواهش ز یزدان به اندازه خواه

💡 عقاب زرین نشان پرچم ایران باستان بوده است، نقش شاهین بر درفش هخامنشی نشانه‌ای از پیروزی و نمادی از اهورامزدا در پرندگان می‌باشد.[نیازمند منبع بهتر]

💡 به ایرانیان گفت پیروز شاه که دشمن چو آواره گردد ز گاه

💡 به ایرانیان گفت پیروز شاه که بدرود باد این دل افروز گاه

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز