لغت نامه دهخدا
پیروزشاه. ( اِخ ) پادشاه ساسانی. رجوع به پیروز و فیروز شود:
همی خواندندیش پیروزشاه
همی بود یکچند با تاج و گاه.فردوسی.سپاهی بیاورد پیروزشاه
که از گرد تاریک شد چرخ ماه.فردوسی.
پیروزشاه. ( اِخ ) احمد بوبکر ممدوح انوری:
پیروزشاه یاد ندارد زمانه این
پیروزشاه احمد بوبکرشاه تست.انوری.