لغت نامه دهخدا
پیروزحال. ( ص مرکب ) با حالی قرین کامیابی و ظفر:
چو پیروز بود آن نمونه ش بفال
درین هم توان بود پیروزحال.نظامی.
پیروزحال. ( ص مرکب ) با حالی قرین کامیابی و ظفر:
چو پیروز بود آن نمونه ش بفال
درین هم توان بود پیروزحال.نظامی.
( صفت ) با حالی قرین کامیابی و ظفر: چو پیروز بود آن نمونه ش بفال درین هم توان بود پیروز حال. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبحانی از بهمن سال ۵۳ در حالی تحصیلات دانشگاهی اش را آغاز کرد که در کنار آن به معلمی در دبیرستانهای دامغان میپرداخت و همزمان به فعالیتهایی در مقابل رژیم مشغول بود که باعث گردید بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب به عضویت کمیته انقلاب دامغان درآید.
💡 در طول حمله ناپلئون به روسیه، سربازان فرانسوی در حال عقبنشینی قسمت مرکزی ساختمان را منفجر کردند. بین سالهای ۱۸۱۶ و ۱۸۲۸ با طرحی نئوکلاسیک بازسازی شد تا موزهای اختصاص داده شده به پیروزی روسیه بر ناپلئون را در خود جای دهد.
💡 با این حال، برخی از دایمیوها در ارتش غربی بودند که در پاسخ به درخواست ایهیاسو در نبرد شرکت نکردند تا آنکه تعادل نبرد با «خیانت» معروف هیدهآکی بهم خورد و ارتش شرقی فقط در یک روز پیروز شد.
💡 اصطلاح «دیوار قرمز» یا «دریای سرخ» نیز برای اشاره به ایالتهایی استفاده میشود که جمهوری خواهان بهطور مداوم در دورههای انتخاباتی قبلی پیروز شدهاند. با این حال، اکثر این ایالتها به شکل قابل توجهی آرای کالج الکترال کمتری نسبت به دیوار آبی دارند. این اصطلاحات به رنگهایی اشاره دارد که به ترتیب با احزاب دموکرات و جمهوریخواه در قرن بیست و یکم مرتبط شدهاند.
💡 او حداقل یک پسر به نام دائه دو سو داشت که بعداً گوریو را در نبرد قلعه آنیونگ در برابر سلسله لیائو به پیروزی رساند. او همچنین اجداد قبیله هیوپ گیه و یئونگسون تائه و خانواده میریانگ دائه بود که اکثر اعضای آن در حال حاضر در کره جنوبی زندگی می کنند.