پیر علی تاز

لغت نامه دهخدا

پیرعلی تاز. [ ع َ ] ( اِخ ) وزیر معتمد خلیل سلطان فرزند میرانشاه بن امیرتیمور و کشنده وی. بگفته ابن عربشاه در عجائب المقدور وی پس از مرگ تیمور بر امیرزاده پیرمحمد نیز قیام و دعوی استقلال کرده است. میرزا شاهرخ پس از استقرار بر تخت سلطنت بدفع پیرعلی تاز همت برگماشت و هنگام گریز متعاقب حمله ببلخ پیرعلی بدست یاران خود مقتول گشت. ( حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 503 و صص 564 - 566 ) ( تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 402 ) ( از سعدی تا جامی ص 413 ).

فرهنگ فارسی

وزیر معتمد خلیل سلطان فرزند میرانشاه بن امیر تیمور و کشنده وی

جمله سازی با پیر علی تاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برادران احمد، شیخ علی و پیر علی با او مخالفت کردند و سلطان حسین عادل آقا، بایزید را به عنوان سلطان در سلطانیه اعلام کرد و شیخ علی آماده حمله به بغداد و تبریز شد. سلطان احمد برای حفظ قدرت از قرا محمد کمک خواست، شیخ علی در نبرد با قرا یوسف سقوط کرد و شیخ علی در سال ۱۳۸۳ کشته شد.

💡 در قرن‌های هشتم و نهم هجری که دورهٔ پادشاهی تیمور و تیموریان است از سرپل نامی برده نمی‌شود و اگر اشاره‌ای به این ناحیه می‌شود به جوزجانان و رجال مربوط به آن اشاره می‌گردد و آن را جوزجانی یا جانی می‌نویسند. اگر چه عده‌ای از پژوهشگران، دربارهٔ حادثهٔ فتنهٔ پیر علی تاز که در ۸۱۰ هجری در شهر بلخ به وقوع پیوست، از عبارت «سرپل گرفته بنشست» شهر سرپل قیاس کرده‌اند.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز