پیر بی خواب

لغت نامه دهخدا

پیر بی خواب. [ رِ خوا / خا ] ( اِخ ) گویا مرشدی یعنی پیشوای طریقتی و شیخی از شیوخ صوفیه بوده است که هیچ نمی خفته است. پیری افسانه ای که هیچ نمی خفته است. || ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در تداول فارسی بکسی که دیر یا کم خسبد خاصه اطفال گویند پیر بیخوابست؛ مثل پیر بی خواب، تشبیهی است مبتذل، آنکه کم خسبد. آنکه بسیار بیدار ماند. آنکه کم بخواب رود. که دیر می خسبد.

فرهنگ فارسی

گویا مرشدی یعنی پیشوای طریقتی و شیخی از صوفیه بوده است که هیچ نمی خفته است

جمله سازی با پیر بی خواب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیر با چیز نیست خواجه عزیز پیر بی‌چیز را که داشت به چیز

💡 مسکین الاغ می گفت ای پیر بی مروت دانستی ار ترا بود فرهنگ و عقل و هوشی

💡 سالک آمد پیش پیر بی نظیر داد حالی شرح از زاری چو زیر

💡 به بخشایش و لطف دستی گشای ببخشا بر این پیر بی دست و پای

💡 شاخ گلی به گریه مگر آرمت پیر بی آب شاخ تازه کجا در بر آمده

💡 پس زبان بگشاد پیر بی‌قرار گفت ای محمود از حق شرم دار

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز