لغت نامه دهخدا
پی شناسی. [ پ َ / پ ِ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پی شناس. ایزشناسی. ردپای برداری. معرفت اثر پای.
پی شناسی. [ پ َ / پ ِ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پی شناس. ایزشناسی. ردپای برداری. معرفت اثر پای.
علمی که دربارۀ ساختمان، اعمال، و بیماری های اعصاب بحث می کند، عصب شناسی، نورولوژی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو او را گر شناسی علم دانی علوم اول وآخر بخوانی
💡 زمانه را چو شناسی که چیست عادت او روا بود که کسی تکیه بر زمانه کند؟
💡 من نزنم لاف، تو محک جهانی نیک شناسی که من تمام عیارم
💡 می شناسی حرص «فقر حاضر» است من غلام آنکه بر خود قاهر است