پی سپرده

لغت نامه دهخدا

پی سپرده. [ پ َ / پ ِ س ِ پ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مکدود. لگدمال شده. پایمال گردیده. || رفته.

فرهنگ فارسی

( صفت )۱- لگد مال شده پایمال گردیده. ۲- رفته عبور کرده.

جمله سازی با پی سپرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دانیال‌زاده در ۵ دسامبر ۲۰۱۶ در اثر بیماری در ایالات متحده آمریکا درگذشت و در همانجا نیز به خاک سپرده شد.

💡 مسجد ز شیخ و ابروی جانان من ز من هر ئگوشه را به گوشه‌نشینی سپرده‌اند

💡 بداده ایم امارت تو را و در خور توست سپرده ایم به تو هند و مر توراست سزا

💡 سپرده در کف مرد و زن اختیار طلب از این دو راه یکی را بپای وکن در خواه

💡 درود بر يحيى كربلا همو كه سرش گويى در مكانهاى متعدّدى به خاك سپرده شدگرچه سرانجام به پيكر مطهّرش پيوست.

💡 این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست روزی رخش ببینم و تسلیم او کنم

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز