پی سوده

لغت نامه دهخدا

پی سوده. [ پ َ / پ ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) لگدکوب شده. پایمال:
بس مور کو ببردن نان ریزه ای ز راه
پی سوده کسان شود و جان زیان کند.خاقانی.

فرهنگ عمید

لگدکوب، پایمال شده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- لگد کوب شده پایمال: بس مور کو ببردن نان ریزه ای ز راه پی سود. کسان شود و جان زیان کند. ( خاقانی ) ۲- اراده کردن مشتاق.

جمله سازی با پی سوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایا به جاه و شرف با ستاره سوده عنان و یا به جود و سخا گشته در زمانه سمر

💡 آنچه برگ عیش می‌دانی درین بستانسرا پیش چشم اهل بینش، دست بر هم سوده‌ای است

💡 شب نهانی رخ به پایت سوده ام اینک هنوز قطره های خون ز اشک من تو را بر دامن است

💡 سوده در جنگ صفين همراه لشكر على عليه السلام بود و مردم را بر ضد سپاه معاويه مىشورانيد.

💡 سینه تا سوده ای از مهر تو بر سینه ما سینه ای نیست که خالی بود از کینه ما

💡 آزمون‌های مرگ داستانی نوشته دارن شان به ترجمه سوده کریمی از سری قصه‌های سرزمین اشباح (پنجمین جلد)

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز