لغت نامه دهخدا
پی داری. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) حالت پی دار. ریع. دارای چسبندگی و قوت. || دارای دنباله بودن.
پی داری. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) حالت پی دار. ریع. دارای چسبندگی و قوت. || دارای دنباله بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آزار داری از یار زیرا که یک زمستان بگذشت و کس نیامد روزی زمانه تن در (؟)
💡 برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری ندارم راحتی از تو مرا زحمت چرا داری
💡 به درد تازه هر ساعت مرا مشغول خود میکن از این بیکار کم داری دمی بیکار مگذارم
💡 گرتو ز آسمان هر روز مائده طمع داری اشکمت نگردد سیر، جز ز لقمه حرمان
💡 از رندی و بدنامی گر ننگ نمی داری از فخر طمع برکن و ز عار مترس ای دل