پوست گیری
مترادفها
پوستکنی، پوستگیری
فرهنگستان زبان و ادب
{decortication} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] جدا کردن پوستۀ برنج یا پوشش دانه های بلال یا قشر خارجی گیاه یا بذر یا ریشه
جمله سازی با پوست گیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو پنداری که او را دوست گیری نمیدانی که اندر پوست میری
💡 فرآیند پوست گیری از حیوانات در صنایع چرمسازی بسیار حساس است و باید با دقت بالا انجام شود تا کیفیت محصول نهایی حفظ گردد.
💡 در برخی از روشهای سنتی تهیه روغنهای گیاهی، فرآیند پوست گیری لایه بیرونی میوهها برای استخراج عصاره اصلی بسیار اهمیت دارد.
💡 کارگر متخصص در زمینه پوست گیری و آمادهسازی مواد اولیه، وظیفه داشت لایههای اضافی را از روی سطح محصول بردارد تا آماده فرآوری شود.