پوزش خواه

مترادف‌ها

معذرت‌خواه، عذرخواه، پشیمان

لغت نامه دهخدا

پوزش خواه. [ زِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) عذرخواه. طلبنده پوزش.

فرهنگ عمید

عذرخواه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) عذر خواه طلبد. پوزش.

جمله سازی با پوزش خواه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فردای آنروز، اما برای پوزش خواهی به خانه خانم بیتس می‌رود.

💡 با آغاز انتخابات دور چهارم مجلس در ۲۱ تیر۱۲۹۸ خیابانی دوباره دموکرات‌ها را گردآورد و از کردار پیشینش پوزش خواسته خواهان همبستگی دوباره دموکرات‌ها شد؛ ولی باز هم خودکامگی خیابانی کسروی و دیگران را آزرده می‌ساخت.

💡 گنه بس گران بود و پوزش نبرد و دیگر که کین خواه او بود گرد

💡 گه گرفتن خور صد هزار کودک و مرد بدو شدندی فریاد خواه و پوزش گر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران