لغت نامه دهخدا
پهلوانی دادن. [ پ َ ل َ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) بزرگی و اعتبار دادن. ( آنندراج ):
چو بر بارگی کامرانیش داد
بهم پهلوی پهلوانیش داد.نظامی.
پهلوانی دادن. [ پ َ ل َ / ل ِ دَ ] ( مص مرکب ) بزرگی و اعتبار دادن. ( آنندراج ):
چو بر بارگی کامرانیش داد
بهم پهلوی پهلوانیش داد.نظامی.
( مصدر )۱-سمت پهلوانی عطا کردنعنوان قهرمانی دادن: [پهلوانی دادن هرمزد بهرام چوبینه را.] ۲- بزرگی و اعتبار دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گستهم پهلوانی است که خود را از پهلوانان دیگر کمتر نمیداند و از این رو غرور پهلوانی او از اینکه گودرز او را برای نبرد با پهلوانان تورانی در جنگ دوازده رخ انتخاب نمیکند جریحهدار میشود و برای نشان دادن دلیری و زوردست خود مترصد فرصت مناسب مینشیند.
💡 سازمان جشنواره توس به ریاست فرح پهلوی در سال ۱۳۵۳ خورشیدی بنیان شد. این سازمان برگزارکننده جشنواره توس برای بزرگداشت استاد ابوالقاسم فردوسی توسی و شاهنامه بود. از نخستین وظایف سازمان دعوت بزرگان ادبیات پارسی و شاهنامه شناسان ایرانی و خارجی به توس و برگزاری جشنواره همه ساله توس بود. فرح پهلوی نخستین جشنواره توس را در ۲۳ تیر ۱۳۵۴ خورشیدی در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی گشود. هدف از برگزاری جشنواره توس زنده کردن روح جوانمردی از راه بازگو کردن داستانهای حماسی، اخلاقی و پهلوانی بود و بازگشت به ریشههای باستانی فرهنگ و اقوام ایرانی. جشنواره توس با ترتیب دادن برنامههای جانبی شامل نمایش، نگارگری ایرانی، نقاشی قهوهخانهای سینما، موسیقی، نقالی، ورزش باستانی، و نمایشگاههای بیشمار به یک فستیوال ملی تبدیل گردید و شاهنامه و فردوسی را به میان مردم برد.