پهلوان بچه

لغت نامه دهخدا

پهلوان بچه. [ پ َ ل َ / ل ِ ب َچ ْ چ َ / چ ْ چ ِ ] ( اِ مرکب ) پهلوان زاده. بچه پهلوان. کودک زورمند. پهلوان خردسال. بچه پهلوان ( در تداول مردم قزوین ):
یکی پهلوان بچه شیردل
نماید بدین کودکی چیردل.فردوسی.پس از باره رودابه آواز داد
که ای پهلوان بچه گردزاد.فردوسی.|| نوچه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- فرزند پهلوانپهلوان زاده. ۲- کودک زورمند پهلوان خردسال.

جمله سازی با پهلوان بچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدو گفت کای بچه پهلوان جهان را تویی یادگار از گوان

💡 یکی بچه شیر دل پهلوان پدید آید از کشور هندوان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران