لغت نامه دهخدا
پهلو خوردن. [ پ َ خوَر / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) صدمه خوردن در پهلو و بدن. ( غیاث ) ( آنندراج ):
ز موج لاله از پی خورده پهلو
بود راهش بصد باریکی مو.ملاطغرا.
پهلو خوردن. [ پ َ خوَر / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) صدمه خوردن در پهلو و بدن. ( غیاث ) ( آنندراج ):
ز موج لاله از پی خورده پهلو
بود راهش بصد باریکی مو.ملاطغرا.
صدمه خوردن در پهلو و بدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توهم چون شمع محملکش به سامان جگر خوردن درین ره هر کسی از پهلوی خود میکشد زادی