لغت نامه دهخدا
په ریداس. [پ ِ ] ( اِخ ) نام مردی که اسکندر مقدونی همراه رسولان سکائی مقیم آن طرف سیحون که بدربار او آمده بودند بسفارت نزد سکاها فرستاد. ( ایران باستان ج 2 ص 1722 ).
په ریداس. [پ ِ ] ( اِخ ) نام مردی که اسکندر مقدونی همراه رسولان سکائی مقیم آن طرف سیحون که بدربار او آمده بودند بسفارت نزد سکاها فرستاد. ( ایران باستان ج 2 ص 1722 ).
نام مردی که اسکندر مقدونی همراه رسون سکائی مقیم آن طرف سیحون که بدربار او آمده بودند بسفارت نزد سکاها فرستاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوجیما اشاره داشت، از آنجایی که به بازیگری نورمن ریداس علاقه دارد شخصاً به ملاقات او رفته و از او خواسته در سایلنت هیلز به عنوان شخصیت اصلی ایفای نقش کند.