لغت نامه دهخدا
پنجه پرده. [ پ َ ج َ / ج ِ پ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) که انگشتان پنجه با یکدیگر بوسیله غشائی پیوند دارد چنانکه در مرغابی و وزغ. || حیوان که انگشتان با غشائی بهم پیوسته دارد.
پنجه پرده. [ پ َ ج َ / ج ِ پ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) که انگشتان پنجه با یکدیگر بوسیله غشائی پیوند دارد چنانکه در مرغابی و وزغ. || حیوان که انگشتان با غشائی بهم پیوسته دارد.
حیوان که انگشتانی باغشایی بهم پیوسته دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسیده ضعف بجایی که همچو پنجه بط نگه ز پرده چشمم برون نمیآید
💡 پنجه خورشید را در آستین دزدیدن است عشق را در پرده ناموس پنهان ساختن