لغت نامه دهخدا
پل چکنم. [ پ ُ ل ِ چ ِ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) نام پلی است در شیراز گویند... تاجری مال خود را صرف می و معشوق کرد و بر سر آن پل نشسته چکنم چکنم میگفت از آن باز به پل چکنم شهرت گرفته است. ( آنندراج ).
پل چکنم. [ پ ُ ل ِ چ ِ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) نام پلی است در شیراز گویند... تاجری مال خود را صرف می و معشوق کرد و بر سر آن پل نشسته چکنم چکنم میگفت از آن باز به پل چکنم شهرت گرفته است. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساقی چو دهد بادهٔ حمرا چکنم چون بوسه طلب کند مهافزا چکنم
💡 خواهی از من تو بهر عشوه دلی من چکنم داشتم یکدل و در عشوهٔ اول دادم
💡 گل آتشی است پی سوز عاشقان بیتو منش بدامن و در جیب پیرهن چکنم
💡 طاقت بار فراق تو ندارم لیکن چون فتادم چکنم می کشم و می کوشم
💡 کرشمه ئی سوی ابن یمین نهان کردی اگر رقیب بدیدست گو ببین چکنم
💡 چکنم که فطرت من به مقام در نسازد دل ناصبور دارم چو صبا به لاله زاری