لغت نامه دهخدا
پف فرس. [ پْف ِ / پ ِ ف ِ ف ِ ] ( اِخ ) نام قصبه ای در سویس از بخش سن گال و که 1675 تن سکنه دارد و دارای چشمه های آب معدنی است.
پف فرس. [ پْف ِ / پ ِ ف ِ ف ِ ] ( اِخ ) نام قصبه ای در سویس از بخش سن گال و که 1675 تن سکنه دارد و دارای چشمه های آب معدنی است.
نام قصبه در سویس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرس همی ران در عرصه امید به کام که گشت در عری عرصه دشمنت شهمات
💡 تیر میفکن که هدف رای تست مقرعه کم زن که فرس پای تست
💡 فرس را برافکند برگستوان به زین اندر آمد چو کوهی روان
💡 رهم شیب و فرازو، دید پر گرد فرس هم کور، جولان چون توان کرد؟
💡 فرس را به میدان کین درفگند ز هیبت فزع بر زمین درفگند