پشت درد
مترادفها
کمردرد
لغت نامه دهخدا
پشت درد. [ پ ُ دَ ] ( اِ مرکب ) وجعالظهر. ظَهَر. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) درد پشت وجع الظهر.
جمله سازی با پشت درد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کوه خواهد جست همچون نبض بیماران ز جا گر به پشت او گذارد بار خود را درد ما
💡 تو بباطن همه دردی و بظاهر دارو ذره نامده پشت تو مطابق بارو
💡 پشت من بشکست کوه درد جان فرسای من باز افزاید همان این درد کار افزای من
💡 درد ما دوری درمان برنتابد بیش ازین پشت طاقت بار هجران بر نتابد بیش ازین
💡 مباد خسته یکی روز پشت و پهلوی تو که بخت خصم ترا درد پشت و پهلو داد
💡 پس از چندین ساعت نشستن مداوم پشت میز کامپیوتر، او دچار پشت درد شدید شد و تصمیم گرفت برای مدتی کوتاه به استراحت و پیادهروی در پارک بپردازد.
💡 بسیاری از افراد که به درستی از ستون فقرات خود مراقبت نمیکنند، در سنین پایین دچار پشت درد مزمن میشوند که زندگی روزمره آنها را بسیار دشوار میسازد.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق بیمار، توضیح داد که شدت پشت درد او ناشی از فشار بیش از حد به عضلات کمر در حین بلند کردن اشیاء سنگین است.