لغت نامه دهخدا
پشت بندی. [ پ ُ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل پشت بند نهادن. || حالت و چگونگی پشت بند.
پشت بندی. [ پ ُ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل پشت بند نهادن. || حالت و چگونگی پشت بند.
۱- عمل پشت بند نهادن. ۲- حالت و چگونگی پشت بند
💡 در دههٔ هفتاد میلادی و با معرفی شلوارهای جین چسبان، شورتهای بندی محبوبیت یافتند، چراکه رد آنها از روی شلوار معلوم نمیشد. در دههٔ ۱۹۸۰ شورتهای دوخت فرانسه خط کمر و برش درز ران را تا خط کمربند واقعی بالا بردند، ولی پشت آنها معمولاً پوشیده بود.
💡 عدهای عقیده دارند «تربه» همان «توبره» است که کیسهای کوچک محتوی کاه - یونجه - جو بوده که با بندی به پشت سر اسب می انداختند و دهان حیوان داخل توبره رفته از داخل آن می خورد. گویا «توبره» اسبی را از محل دزدیدند و بردند و این اسم را بر محل نهادند. یعنی محلی که توبره را بردهاند.