فرهنگستان زبان و ادب
{metaphase} [زیست شناسی] دومین مرحلۀ تقسیم یاخته ای که در طی آن غشای هسته در هم می ریزد و فام تن با میان پارها (centromere ) به رشته های دوک (spindle ) می چسبند
{metaphase} [زیست شناسی] دومین مرحلۀ تقسیم یاخته ای که در طی آن غشای هسته در هم می ریزد و فام تن با میان پارها (centromere ) به رشته های دوک (spindle ) می چسبند
💡 اینکه با چهر تو چون سحر مبین است آفتاب در پناه خال هندویت مکین است آفتاب
💡 ز یک روی سنگ و دگر روی تیر ببارید و شد چهر گیتی چو قیر
💡 معاويه گفت: به مبارزه تو حاجتى نيست، تو الان چهر نفر از مبارزان مرا كه هر يك بهگرگ عرب معروف بودند كشتى، به آن قناعت كن.
💡 غیر آن... نیلی خط به چهر مهر تاب خود ندیدستم که روید آسمان از آفتاب
💡 ز آن چهر و قد چو سرو و چو سوری که حسن یار حجت فراشت در نظر کوته و بلند
💡 همان اورمزد و مه و روز مهر بشوید به آب خرد جان و چهر