لغت نامه دهخدا
پس پشت افکنده. [ پ َ س ِ پ ُ اَ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) فراموش کرده شده. || ظِهْری.
پس پشت افکنده. [ پ َ س ِ پ ُ اَ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) فراموش کرده شده. || ظِهْری.
فراموش کرده شده ظهری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنا آخت خود از سران نامدار زخویشان پس پشت او ده سوار
💡 چو شیر ژیان پهلوان پیش صف درفش از پس پشت و خنجر بهکف
💡 بگیرند گردان پس پشت اوی نماند به جز باد در مشت اوی
💡 سپاه اندر آمد پس پشت پیل زمین شد بکردار دریای نیل
💡 بزد بر قرا خویشتن را چو کوه پس پشت او از دلیران گروه