پس نشاندن

لغت نامه دهخدا

پس نشاندن. [ پ َ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) پس نشانیدن. لشکر خصم را بعقب نشستن داشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) لشکر خصم را عقب راندن.

جمله سازی با پس نشاندن

💡 و در اينكه معاد براى به كرسى نشاندن وعده هائى است كه داده، فرموده: (كما بدانااول خلق نعيده وعدا علينا انا كنا فاعلين ) و آيات ديگرى كه در اين باب هست، و دراينكه عبادت غرض اصلى از آفريدن جن و انس است فرموده: (و ما خلقت الجن و الانس الاليعبدون ).

💡 در ژوئیه ۱۹۸۳ این سازمان با نهضت مقاومت ملی ایران، سازمان دیگری در فرانسه به رهبری شاپور بختیار دربارهٔ سیاست‌های مشترک یک پیمان‌نامه امضا کرد که شامل بر تخت نشاندن رضا پهلوی بود. به گفته انوشیروان احتشامی در سال ۱۹۸۴ درگیری‌های شخصی باعث کاهش اثر این اتحاد شده بود.

💡 شاه اسماعیل اول یک امیر با ارتش را برای نشاندن بحث‌ها فرستاد، ولی حضور ارتش صفوی مشکلات بیشتری ایجاد کرد.

💡 شاه طهماسب طی حملات خود به گرجستان بیش از سی هزار گرجی را به ایران وارد ساخت، گرجی‌ها در ایران به سرعت مدارج ترقی را پیمودند، چنان‌که در اواخر پادشاهی شاه طهماسب، طبقه‌ای ذی‌نفوذ و قدرتمند را در دربار صفوی تشکیل می‌دادند، آن‌ها به تلاش وسیع اما ناموفقی جهت بر تخت نشاندن شاهزاده‌ای گرجی دست زدند.

💡 بر آن شدم که برخیزم و به خنجر حنجره او را ببرم و خون او بریزم. باز گفتم فتنه ها به پای خواهد شد که نشاندن آن از دست هیچ کس نیاید، صبر کردم، مادر و خواهر وی آگاه شدند و مرا از دست او کشیدند، وی را بیرون بردند.

💡 از نوع تکثیر غیرجنسی است که بدون تخم و اسپور تولیدمثل می‌نماید؛ مانند نشاندن قلمه شاخه یا ریشه در زمین تولید همجنس را می‌نماید.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز