پرتاب و توان

لغت نامه دهخدا

پرتاب و توان. [ پ ُ ب ُ ت َ] ( ص مرکب ) نیرومند. که طاقت بسیار دارد. پرطاقت.

فرهنگ معین

( ~. بُ تَ ) (ص مر. ) نیرومند پرطاقت.

فرهنگ عمید

۱. پرطاقت.
۲. نیرومند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) که طاقت بسیار دارد نیرومند پر طاقت.

ویکی واژه

نیرومند پرطاقت.

جمله سازی با پرتاب و توان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست جز یک شاهد اندر بزم و هر سو بنگری طرهٔ پرتاب و گیسوی پریشان است و بس

💡 آن یکی پرتاب و دارد مر مرا با پیچ و تاب واندگر پر خواب و دارد مر مرا بی خواب و خور

💡 گفتا: رویها را میارائید که آراستن روی را بحضرت عزت افتخار نیست، مویها را پرتاب مکنید که موی پرتاب و گره گیر را بران درگاه اعتبار نیست، بصورتها بس منازید که صورت را قدر و مقدار نیست، کاری که هست جز با دل‌های پر درد نیست.

💡 ایدو زلف تو چه سنبل همه پرتاب و شکن وی دو چشم تو چه نرگس همه پر خواب و خمار

💡 علی رقم مشکلات فروان، اس‌تی‌اس-۱ یک مأموریت موفقیت‌آمیز بود و اطمینان به کلمبیا برای پروازهای بعدی بیشتر شد. بعد از تعدادی تغییر در شاتل و بر روی عملیات پرتاب و بازگشت به زمین، کلمبیا آمادهٔ پرواز برای ۴ ماموریت دیگر شد.

💡 محصولات نانویی ایران نیز در این دوران، به ۴۷ کشور صادر می‌شد. ماهواره امید نیز با سکوی پرتاب و موشکی ایرانی به فضا پرتاب شد و ایران را در فهرست ۱۰ کشوری وارد کرد که توانسته‌اند ماهوارهٔ خود را در مدار قرار دهند.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز