پر زاد و رود
متضادها
عقیم، کمزا، بیثمر
لغت نامه دهخدا
پر زاد و رود. [ پ ُ دُ ] ( ص مرکب ) که فرزند بسیار دارد. پرفرزند.
فرهنگ عمید
کسی که فرزند بسیار دارد، پرفرزند، پراولاد.
فرهنگ فارسی
که فرزند بسیار دارد، ( صفت ) آنکه فرزند بسیار دارد پر فرزند پر اولاد.
جمله سازی با پر زاد و رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ما كيان، كبوتر را نكوهش كرد به اين كه ما كيان پر زاد و ولد است و كبوتر، درسال بيش از دو جوجه نمى آورد. و كبوتر او را گفت: تو به دانه جوجه هايت نمىپردازى و براى آنان از دور جاى غذا نمى آورى. بلكه آنها، همين كه از تخم بيرون مىآيند، به دانه چيدن مى پردازند. اما، ما بنا گزير، دانه گرد مى آوريم و از جاهاى دور،به جوجه هايمان مى رسانيم. اگر تو نيز چون ما بودى، به جاى دو جوجه، يك جوجهمى آورى.
💡 آن خانواده بسیار پر زاد و رود بودند و فرزندان زیادی داشتند که همگی با اخلاق نیکو و تلاش فراوان در جامعه جایگاه خوبی پیدا کردند.
💡 در داستانهای قدیمی، معمولاً از پادشاهانی پر زاد و رود یاد میشود که نسلهای متمادی و قدرتمند را بر روی زمین و در قلمرو خود حکومت کردند.
💡 باغهای این منطقه بسیار پر زاد و رود هستند و در هر فصل، انواع درختان میوه و گلهای زیبا در آنها به شکوفایی و رشد میرسند.