پخته خور

لغت نامه دهخدا

پخته خور. [ پ ُ ت َ / ت ِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) گدا و گدائی کننده. پخته خوار. ( برهان ). || داماد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پخته خوار.

جمله سازی با پخته خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمله ثمر ز آفتاب پخته و شیرین شود خواب و خورم را ببر تا برسم نزد خور

💡 می جوشیده خور که حیف بود پخته در جوش و ما بدینسان خام

💡 حاشا که شراب پخته را خام خوری بربام خوری به پیش انعام خوری

سه تا یعنی چه؟
سه تا یعنی چه؟
جا زدن یعنی چه؟
جا زدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز