پای بر سنگ امد

لغت نامه دهخدا

( پای بر سنگ آمد••• ) پای بر سنگ آمدن. [ ب َ س َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از پیش آمدن مخاطره ای باشد. ( برهان ). عائق ومانعی صعب، املی را بدل به یأس کردن. نومید شدن.

جمله سازی با پای بر سنگ امد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا تو را در دل هوای جان بود پای بر آب روان نتوان نهاد

💡 مردی باید چو شمع دل پُر آتش وآنگاه چو شمع پای بر جا ازتو

💡 آیت غم از برای عاشقان منزل شدست دست بر حنظل زنیم و پای بر شکر نهیم

💡 هم پای بر فلک ز شرف روز و شب گذار هم دست بر جهان ز کرم سال و ماه دار

💡 یار غارم ز دست رفت، دریغ! ماندم، افسوس، پای بر دم مار

💡 ز سستی گه از پای درمی‌فتاد ز پستی گهی پای بر در نهاد

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز