فرهنگ معین
( پای آور ) (وَ ) (ص مر. ) بزرگ، توانا، باقدرت.
( پای آور ) (وَ ) (ص مر. ) بزرگ، توانا، باقدرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست اندر سفر به بحر و به بر چون دل و صیتش ایچ پای آور
💡 گر از جانان خبر داری تو جان را زیر پای آور ور از نفس آگهی داری حدیث از نفس رعنا کن
💡 فرش را در جهان جان گستر عرش چون فرش زیر پای آور
💡 چو بی دانشی زیر پای آوری نباشد تو را با کسی داوری
💡 هوی را زیر پای آور که تا جنت به دست آری بیابی راحت گوهر چو لختی رنج کان بینی
💡 زیر پای آور هوای نفس را کم بدو ده بهرهای نفس را