ور نم نهادن
متضادها
وارد شدن، داخل شدن
لغت نامه دهخدا
ور نم نهادن. [ وَ ن َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) آن است که شخصی را بکشند و در زیر خاک پنهان کنند و بر بالای او گل و ریاحین برویانند. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( آنندراج ). کشتن شخصی و زیر خاک پنهان کردن جسد وی و روی خاک وی را گل و ریاحین کاشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). || کنایه از از نظر غایب شدن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با ور نم نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گوهر ار خواهی درآ در بحر ما ور نمی خواهی برو ساحل طلب
💡 کرد خون کشته ی هجران بیک ره پایمال ور نمی داری مسلّم نعل بشماقش نگر
💡 ذره و خورشید از او دارند نور ور نمی بینی چنین ای کور، دور
💡 عیسی مریم ببین گر عارفی ور نمی بینی برو در خر نگر