لغت نامه دهخدا
ورایستادن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) برخاستن. به پای شدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
دانی ز چه سرنزیده افتو
یارم نه ورایستاده از خو.( یادداشت مرحوم دهخدا ).
ورایستادن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) برخاستن. به پای شدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
دانی ز چه سرنزیده افتو
یارم نه ورایستاده از خو.( یادداشت مرحوم دهخدا ).
برخاستن بپای شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفته اند صبر ایستادن بود با بلا بنیکوئی صحبت همچنانک با عافیت.
💡 نمونه دیگر از تفاوت در تحملپذیری داروها، تفاوت ضدافسردگیهای سهحلقهای با داروهای جدیدتر ضدافسردگی است. داروهای ضدافسردگی سهحلقهای بهسختی و با دشواری تحمل میشوند و اغلب باعث عوارض جانبی شدیدی مانند کاهش هشیاری، کاهش فشار خون هنگام ایستادن یا نشستن و اثرات واکنشهای آنتیکولینرژیک میگردند؛ در حالی که داروهای جدید ضدافسردگی اثرات نامطلوب بسیار کمتری دارند و بهخوبی تحمل میشوند.
💡 در بیشتر موارد نگهبانان یونیفورم به تن میکنند و حضور خود را با ایستادن در محل، یا نصب دوربین نظارتی مداربسته یا نصب آژیر به چشم میآورند تا از اقدامات غیرقانونی نسبت به آن محل یا افراد حاضر در محل جلوگیری کنند.
💡 پس از یوسف پرسیدندکه: تا روز ایستادن چه عبادت باشد؟
💡 الف- ابتدا برای دور زدن باید در منتهی الیه سمت راست خیابان توقف کنیم که این کار مانند ایستادن با زدن راهنمای سمت راست شروع میشود – گرفتن کلاچ – دنده را به دنده یک رساندن - کلاچ و ترمز گرفتن انجام میشود.