وجوه و نظایر

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] یکی از مسایل قرآنی، مساله «وجوه و نظائر» است، که راه احتمال را در فهم معانی قرآن باز نموده و گاهی موجب اشتباه برخی و گاه موجب دست آویزی برای فتنه جویان شده است. فهم معانی قرآن نیاز به ورزیدگی و اندیشه عمیق دارد تا امکان سد احتمالات میسر گردد؛ لذا شناخت «وجوه» و احتمالات و نیز اشباه و «نظائر» یک ضرورت تفسیری به شمار می رود.
در این زمینه کتاب ها و رساله های فراوانی نوشته شده و نیز تالیفاتی با عنوان «غریب القرآن» یا «تاویل مشکل القرآن» ارائه شده است. پیشینیان در این زمینه کوشش فراوانی نموده و برای حل مشکلات قرآنی آثار نفیسی از خود به یادگار گذارده اند. اولین کسی که در این وادی قدم نهاد، ابوالحسن مقاتل بن سلیمان (متوفی 150) است وی از تابعین به نام شمرده می شود.
به گفته جلال الدین سیوطی، ابوالفرج اصفهانی(متوفی 597) واعظ و محدث و مفسر معروف و ابن فارس و دیگران در این زمینه کتابهایی نوشته اند.
عمده ترین کتاب در دست در این زمینه کتاب «وجوه و نظائر» نوشته ابوالفضل حبیش بن ابراهیم تفلیسی (متوفی حدود سال 600) است این کتاب به فارسی نگاشته شده است.
«وجوه» درباره محتملات معانی به کار می رود و «نظائر» درباره الفاظ و تعابیر. اگر درلفظ یا عبارتی چند معنا احتمال رود، این معانی را وجوه گویند؛ به این معنا که عبارت مذکور را بتوان بر چند وجه تعبیر کرد و هر وجهی را تفسیری شمرد.
نظائر درالفاظ یا تعابیر مترادفه به کار می رود و آن هنگامی است که چند لفظ (کلمه یا جمله) یک معنای تقریبی واحد را افاده کنند. این بیش تر در الفاظی یافت می شود که دارای معانی متقارب و مترادف باشند و جدا ساختن آنها گاه دشوار می نماید.
در قرآن ازهر دو نوع فراوان یافت می شود لذا شناخت «وجوه و نظائر» در قرآن یک ضرورت تفسیری به شمار می رود.

جمله سازی با وجوه و نظایر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ب: تعدّد رؤ وس فرشته يا عقل و نيز تعدد وجوه و چهره براى آنان شايد ناظر به تعددشؤ ون وجودى آنان و گسترش احاطه علمى آنها باشد، كه به اذن خداى عليم نسبت بههمه انسان ها نورافشانى مى كند.

💡 در معناى جمله (بل بدالهم من الله ما كانوا يخفون منقبل ) وجوه و احتمالاتى است كه صاحب المنار آنرا به نه وجه رسانيده.

💡 و اين پيشامد سبب شد كه عده اى از وجوه و سران شيعه كوفه از زيد (عليه السلام ) جداشوند چون شيعيان كوفه امامت و خلافت اميرالمؤ منين را به ديگران مقدم مى دارند، و معتقدبودند كه: (( ان عليا اولى الناس ‍ بمقامرسول اللّه و احقهم بالامر فى امته )). )) (650)

💡 ( دعونى والتمسوا غيرى، فانا مستقبلون اءمرا له وجوه و اءلوان، لاتقوم له القلوب،و لا تثبت عليه العقول.(433) )

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز