لغت نامه دهخدا
واپس بودن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) عقب ماندن. دنبال ماندن:
ره راست رو تا به منزل رسی
تو بر ره نه ای زین قبل واپسی.سعدی ( بوستان ).
واپس بودن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) عقب ماندن. دنبال ماندن:
ره راست رو تا به منزل رسی
تو بر ره نه ای زین قبل واپسی.سعدی ( بوستان ).
عقب ماندن دنبال ماندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از ویژگیهای برجستهٔ این پهنه، پیاپی بودن برپاییاش از دورهٔ آهن|| (۱۲۰۰ تا۱۸۰۰ پیش از پیش از میلاد) تا دورهٔ واپسین اسلامی، پهناوری بسیار و گوناگونی سفالینههااست.
💡 رده بالا و مشارکت کامل بخش فناوری اطلاعات و مدیریت در جهت درک تأثیرگذاری و محدودیتهای برنامه است. علاوه بر این برای اطمینان از بروز بودن این برنامه و ابزارهای آن و هماهنگی با واپسین فناوریها و فنون مدیریت، باید آن را بهطور مداوم مورد ارزیابی و سنجش قرار داد.
💡 واپس آیم باز در پات اوفتم چون توانم بودن آخر کم ز گوی