لغت نامه دهخدا
واضح شدن. [ ض ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار شدن. مسلم شدن. || اثبات شدن. || روشن شدن. از ابهام و تیرگی برآمدن.
واضح شدن. [ ض ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار شدن. مسلم شدن. || اثبات شدن. || روشن شدن. از ابهام و تیرگی برآمدن.
( مصدر ) ۱ - آشکار شدن هویدا شدن: (( کمال قدر او از این یک قطعه که گفته است واضح و لایح می شود. ) ) ۲ - ثابت شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از ظاهر كلام چنين بر مى آيد كه منظور از كلمه (حق ) آيات و معجزه حق است، ازقبيل اژدها شدن عصا و يد بيضاء، كه خداى تعالى آن دو را به حق آيت ودليل بر رسالت موسى (عليه السلام ) قرار داد، و جمله مورد بحث ميفرمايد: همينكهمعجزاتى به حق براى آنان آمد (به جاى اينكه شكر بيرون آمدن از حيرت را بجاى آورند)با لحنى مؤ كد گفتند: (ان هذا لسحر مبين - محققا و قطعا اين سحرى است كه سحربودنش واضح است ) و كلمه (هذا) اشاره به همان آيت حق مى كند.
💡 اکنون این آواز قو برای استیلیکو بود: ضعف امپراتوری روم غربی که منسوببه زنجیرهای از وقایعی بود که از نبرد خونین فریگیدوس شروع شدند و با گشوده شدن سرحدات ژرمنی و تهاجم فاجعهبار به گالیا در ۴۰۷–۴۰۶، امری روشن و واضح بود.