وا پوشیدن

لغت نامه دهخدا

واپوشیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) پوشیدن:
به سرانگشت بخواهی دل مسکینان برد
دست واپوش که من پنجه نمی اندازم.سعدی ( کلیات چ فروغی ص 211 ).و رجوع به پوشیدن شود.

فرهنگ فارسی

پوشیدن

جمله سازی با وا پوشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مور سپس طلا (۱۹۷۴) را بر اساس رمانی از ویلبر اسمیت برای تهیه‌کننده مایکل کلینگر و کارگردان پیتر آر. هانت ساخت. به او ۲۰۰۰۰۰ دلار آمریکا به اضافه درصدی از سود پرداخت شد. مور اغلب با پوشیدن یک دایتونای طلایی دیده می‌شد که ظرافتی را به شخصیت نمادین او روی صفحه می‌افزاید.

💡 مجلهٔ مد مادرن گرل مگزین[ت] نیز در سال ۱۹۵۷ نوشت «لازم نیست حرفی حرامِ بحث دربارهٔ بیکینی‌های کذایی شود؛ چرا که ممکن نیست دخترانِ با حجب و درایت هرگز تن به پوشیدن چنین چیزی دهند.»

💡 چشم پوشیدن ز دنیا چشم دل را باز کرد دولت بیدار ازین خواب گران آمد به دست

💡 کمال از خلق نتوانست پوشیدن نظر بازی که او رندست و چون زهاد طراری نمی داند

💡 گر قبا ترکانه پوشیدن چنین است ای پسر در قبا پوشیدن ترکان چنین اندام نیست

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز