وا شدنی

لغت نامه دهخدا

واشدنی. [ ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل بازشدن. جداشدنی. رجوع به واشدن شود.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - قابل بازشدن. ۲ - قابل جدا شدن. ۳ - قابل شکفتن.

جمله سازی با وا شدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاویار بسیار فاسد شدنی است و باید تا زمان مصرف در یخچال نگهداری شود.

💡 ایمن مشو ار خاتم جم کرد در انگشت ز اهریمن جادو که سلیمان شدنی نیست

💡 از سخنان بزرگان: آن قدر نرم مباش که بفشارندت و نیز آن قدر سخت مباش که شکستنت شدنی بود.

💡 پیش‌بینی درصد کاهش میدان برای توده‌هایی با هندسه ساده (با فرض همگن بودن)، آسان و شدنی است و برای توده‌های پیچیده که در طبیعت وجود دارند، با دشواری همراه می‌باشد.

💡 یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ، آن روز که بانگ شنوند بکار پیش شدنی و فرمان روان، ذلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ (۴۲) آنست روز بیرون آمد از گورها.

💡 باطل مکن این عمر خدا داده بتشویش در حسرت کاری که فراهم شدنی نیست

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز