لغت نامه دهخدا
وادوختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) با هم دوختن. ( ناظم الاطباء ). بازدوختن. بهم دوختن.
وادوختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) با هم دوختن. ( ناظم الاطباء ). بازدوختن. بهم دوختن.
(مصدر ) ۱ - باز دوختن دوباره دوختن. ۲ - بهم دوختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیوه دوختن استوما به دیواره شکم بدین صورت است که در چهار سو به پوست دوخته میشود. در این روش جدار روده به زیر جلد بخیه زده میشود.
💡 مکن به پرسشم از شکوه منع کاین خونی ست که خود ز زخم دم دوختن فرو ریزد
💡 مطلب ديگرى كه قبلاً نيز در باره آن سخن گفته شد، اميدوارى و چشم دوختن به جود وبخشش الهى است. در دعاى ابى حمزه ثمالى چنين مى فريايد:
💡 ننگ باشد چشم بر ساطور و خنجر دوختن غنچه آسا سینه ای خواهم جراحت خیز هی
💡 چشم بر موج خطت دوختن از سادهدلیست رشتههای رگگل راگره شبنم نیست
💡 چشم از دو جهان دوختن آسان بود اما از هر دو جهان پاک بری را چه کند کس