لغت نامه دهخدا
وابازشدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دوباره باز شدن: الانجیاب؛ واباز شدن ابر و آنچ بدان ماند. ( زوزنی ). انجلاء؛ واباز شدن غم و میغ و آنچه بدان ماند. ( زوزنی ).
وابازشدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دوباره باز شدن: الانجیاب؛ واباز شدن ابر و آنچ بدان ماند. ( زوزنی ). انجلاء؛ واباز شدن غم و میغ و آنچه بدان ماند. ( زوزنی ).
دوباره باز شدن
💡 دی چو دیوانه بر آشفت و به زه کرد کمان پیش او باز شدن جز به مدارا نتوان
💡 دستگاه همچنین دارای یک حرکت غیرفعال دایمی است که حرکت باز شدن و بستن دست را بهطور غیرارادی انجام دهد.
💡 و نیز گوئیم که فناء جسد آنست که هرطبیعتی از او باز شود باصل خویش، و ما مران باز شدن ایشانرا باصلهای ایشان فناء جسد گفتیم و باز شدن هر یکی باصل خویش همی گواهی دهد که نفس نیز باصل خویش باز شود، چون جسد نادان باصلهای نادان بازگشت و هر چیزی که باصل خویش بازگردد قوی تر شود نه ضعیفتر پس درست شد که نفس بغایت قوت خویش آن وقت رسد کز جسد جدا شود پس درست کردیم که جسد فانیست و نفس باقیست.
💡 محاصره نوار غزه توسط اسرائیل مانع از تأمین قطعات یدکی و در نتیجه تشدید مشکل میشود. از این رو چندین آژانس امدادرسان و مقام ارشد بشردوستانه سازمان ملل متحد در سرزمینهای فلسطینی خواستار باز شدن فوری گذرگاهها شدند. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، حدود ۶۰ درصد از جمعیت نوار غزه در سال ۲۰۰۹ به منابع پایدار آب دسترسی نداشتند.
💡 فنآوریهای حافظه شکلی برای تولید استنتهای قلبی-عروقی امیدوارکننده هستند، چرا که آن ها اجازه میدهند یک استنت کوچک در امتداد ورید یا شریان قرار داده شود و سپس برای باز شدن آن منبسط گردد. پس از فعال شدن حافظه شکلی با افزایش دما یا تنش مکانیکی، شکل دائمی اش را به خود می گیرد.
💡 وقتى مشغول نوشتن عريضه شد خدمت حضرت حجّت عليه السلام و بنا گذاشت كهچهل روز مواظبت كند به اين طريق كه: قبل از طلوع آفتاب همه روزه مقارن باز شدن دروازهكوچك شهر كه به سمت درياست بيرون رود به طرف راست، قريب به چند ميدان، دور ازقلعه كه احدى او را نبيند. آنگاه عريضه را درگل بگذارد و به يكى از نواب حضرت بسپارد و در آب اندازد. چنين كرد تا سى و هشت يانُه روز.