لغت نامه دهخدا
هیر و هر. [ رُ هََ ] ( اِ صوت مرکب ) آوازی که خربنده خران را دهد برای راندن:
در بار هجوشان کشم از گوش تا به دم
خواهم به چوب رانم وخواهم به هیر و هر.سوزنی.
هیر و هر. [ رُ هََ ] ( اِ صوت مرکب ) آوازی که خربنده خران را دهد برای راندن:
در بار هجوشان کشم از گوش تا به دم
خواهم به چوب رانم وخواهم به هیر و هر.سوزنی.
آوازی که خر بنده خران را دهد برای راندن
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشت میتوان به در انتهای دوران میانسالی، دور دنیا در ۸۰ روز، بابل، برک و هیر و کلاود اطلس اشاره کرد.
💡 گویش گرمیلی نوعی گویش متفاوت از زبان ترکی آذربایجانی است که توسط سخنورانی از شهرهای اردبیل، گرمی، آستارا، نمین، سرعین، خلخال، مشکین شهر، کیوی و شهرهای کوچک مثل اردیموسی، آلنی و هیر و همچنین روستاهای اطراف این شهرها به کار برده میشود.
💡 این زمین لرزه باعث تخریب کامل منازل و تأسیسات زیربنایی تعداد ۱۳۶ روستا در نیر و هیر و روستای سرعین و همچنین حدود ۱۴۰ روستا هم در شهرستانهای اردبیل، گرمی مغان، مشگینشهر، سرعین و نیر دچار آسیب شدند. در حدود ۱۰ هزار راس احشام نیز در این حادثه کشته شدهاند.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به برک و هیر و آخرالزمان انجمن مردان اشاره کرد.
💡 رازمیان شمالیترین شهر استان قزوین میباشد همجوار با استان گیلان، پس از عبور از روستاهای هیر و ویار و طی مصافت یک ساعته به سمت شمال میتوان به جنگلهای جواهرده استان گیلان رسید.