لغت نامه دهخدا
هوش دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) هوش و خرد خود را متوجه چیزی کردن:
سخن می گفت و شیرین هوش داده
بدان گفتار شیرین گوش داده.نظامی.
هوش دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) هوش و خرد خود را متوجه چیزی کردن:
سخن می گفت و شیرین هوش داده
بدان گفتار شیرین گوش داده.نظامی.
آنچه و خرد خود را متوجه چیزی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلایل این کاهش ناشناخته است، اما ممکن است علت آن از دست دادن طبیعی گیرندههای لمسی در طول زمان باشد. بهطور قابل ملاحظهای، هوش فضایی لمس صحیح انگشتان در میان بزرگسالانی با نوک انگشتان کوچکتر بهتر است؛
💡 آموزگار براى درك هوش و زمينه فهم وى مساءله ساده اى را طرح كرد و آن يك مساءله ازفقه شافعى بود كه پوست سگ با دباغى پاك مى شود. و استاد آن را چنين مطرح ساخت:((پوست سگ با دباغى پاك مى شود.)) سكاكى آن را زياد تكرار كرد و با شور و شوقآماده درس پس دادن بود.