لغت نامه دهخدا
هوا داشتن. [ هََ ت َ ] ( مص مرکب ) غرور داشتن. خیال های باطل داشتن: حسین زندیق است و هوا دارد. ( تاریخ سیستان ). || هوای کسی را داشتن؛ مراقب او بودن. او را از خطر حفظ کردن.
هوا داشتن. [ هََ ت َ ] ( مص مرکب ) غرور داشتن. خیال های باطل داشتن: حسین زندیق است و هوا دارد. ( تاریخ سیستان ). || هوای کسی را داشتن؛ مراقب او بودن. او را از خطر حفظ کردن.
غرور داشتن خیال های باطل داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قباد پادشاه ساسانی نام اسفراین را به علت داشتن آب و هوای خوب مهرجان گذاشته است.