فرهنگ معین
(هُ. اَ تَ ) (مص ل. ) (عا. ) چو انداختن، شایعه پراکندن.
(هُ. اَ تَ ) (مص ل. ) (عا. ) چو انداختن، شایعه پراکندن.
(عا.)
چو انداختن، شایعه پراکندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پيشنهادهاى اهريمنى شاه كه براى به دام انداختن نواب چيده شده بود، عبارتند از:
💡 کرده روز تاختن بر خصم چون رستم ستم گاه تیر انداختن بر شیر چون بهرام رام
💡 انگشت حلقه یا انگشت انگشتری نام انگشت چهارم دست از سمت انگشت شست است که در انسان شامل یک انگشت در هر دست میشود (در مجموع ۲ انگشت). بهطور عرفی این انگشت معمولاً محل انداختن انگشتر یا حلقه ازدواج است.
💡 عقل ناکس روی را مصحف در آب انداختن عشق برنا پیشه را شمشیر بران داشتن
💡 از تاخير انداختن كارها، بر حذر باش كه آن، دريايى است كه در آن هلاك شده ها غرق شدهاند.