فرهنگستان زبان و ادب
{total assimilation} [زبان شناسی] همگون شدن تمام مشخصه های یک واحد آوایی با مشخصه های واحد آوایی دیگر متـ. همگونی کامل complete assimilation
{total assimilation} [زبان شناسی] همگون شدن تمام مشخصه های یک واحد آوایی با مشخصه های واحد آوایی دیگر متـ. همگونی کامل complete assimilation
همگون شدن تمام مشخصههای یک واحد آوایی با مشخصههای واحد آوایی دیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعریف مشخص و دقیقی از مفهوم ایل وجود ندارد که بتوان آن را به همۀ ایلها تعمیم داد. به طور کلی ایل به مجموعهای از طوایفی گفته شده که در محدودهای که قلمروی آن ایل به شمار میآید زندگی میکنند. طوایف لزوماً با یکدیگر خویشاوندی ندارند و آدابورسوم و شیوۀ زندگی آنها نیز میتواند متفاوت باشد، هرچند در اغلب موارد خویشاوندی و همگونی در آداب و رسوم و شیوۀ زندگی وجود دارد.
💡 ارسطو و اندیشمندان مشّایی پیرو وی، در چگونگی پدید آمدن جهان از خداوند، به «خردهای دهگانه» (عقول عشره)، چونان میانجیانی در میانۀ خداوند جهان میاندیشیدهاند. خردهای دهگانه از عقل کل یا عقل کلی یا عقل اول آغاز میگرفته است؛ و به عقل فعال یا عقل فیاض یا عقل دهم پایان مییافته است. هر چه خرد فروتر میآمده است، از سادگی و فَروری و پیراستگیش بیش کاسته میشده و با جهان مادی و پیکرینه، همگونی و همگنی فزونتری مییافته است. بنابراین، در فلسفه ارسطویی و مشاء بیشتر بر استدلال و برهان تأکید میشود، در حالی که در فلسفه افلاطونی و فلسفه اشراق علاوه بر استدلال، کشف و شهود نیز راه دارد. در روش اشراقی برای تحقیق در مسایل فلسفی و مخصوصاً حکمت الهی تنها استدلال و تفکرات عقلی کافی نیست، سلوک قلبی و مجاهدات نفس و تصفیه آن نیز برای کشف حقایق ضروری و لازم است.