لغت نامه دهخدا
هم دیوار. [ هََ دی ] ( ص مرکب ) همسایه. ( آنندراج ).
هم دیوار. [ هََ دی ] ( ص مرکب ) همسایه. ( آنندراج ).
( صفت ) ۱- دارای دیواری مشترک. ۲ - همسایه هم جوار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم از می مست چون می شد چه می کرد او بگفت خنجر اندر کف جدلها با درو دیوار داشت
💡 ادب عشق بر آن رند نظر باز حلال که تماشای گل از رخنه دیوار کند
💡 آخر از سعی ضعیفی پیکر فرسودهام همچو اخگر زیر دیوار شکست رنگ ماند
💡 پیش صاحب نظران صورت بر دیوار است آن که در صورت زیبای تو حیران نشود
💡 ب ) حسینیه قدیمی در ضلع جنوب شرقی مدرسه و نزدیک به دیوار شرقی وجنوبی.