لغت نامه دهخدا
هامون گردن.[ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) پست گردن. کوتاه گردن. کسی که دارای گردن کوتاه است. اهنع. ( منتهی الارب ) ( دستوراللغة ادیب نطنزی نسخه خطی کتابخانه مؤلف، ذیل اهنع ).
هامون گردن.[ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) پست گردن. کوتاه گردن. کسی که دارای گردن کوتاه است. اهنع. ( منتهی الارب ) ( دستوراللغة ادیب نطنزی نسخه خطی کتابخانه مؤلف، ذیل اهنع ).
(صفت ) کسی که دارای گردن کوتاهاست پست گردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه سوی هامون کشید از فراز ابا کرد بهزاد گردن فراز
💡 گرز او تا بدید بر هامون مهره باش است گردن گردون
💡 پای بوس تو هامهٔ هامون طوق دار تو گردن گردون
💡 که جوشنش پیل ار به هامون کشد به گردن نتابد به گردون کشد