لغت نامه دهخدا
هامون سواران. [ س َ ] ( اِخ ) دریاچه ای است در سیستان مجاوردریاچه هامون که بوسیله باطلاق نیزار به دریاچه هامون متصل شده است. ( مشخصات جغرافیای طبیعی ایران ترجمه گل گلاب ص 78 ). رجوع به هامون ( دریاچه ٔ... ) شود.
هامون سواران. [ س َ ] ( اِخ ) دریاچه ای است در سیستان مجاوردریاچه هامون که بوسیله باطلاق نیزار به دریاچه هامون متصل شده است. ( مشخصات جغرافیای طبیعی ایران ترجمه گل گلاب ص 78 ). رجوع به هامون ( دریاچه ٔ... ) شود.
دریاچه ای است در سیستان مجاور دریاچه هامون که بوسیله باتلاق نیزار بدریاچه هامون متصل شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازان بارهٔ دژ چو بیرون شدند سواران جنگی به هامون شدند
💡 سواران ایران بسان پلنگ به هامون کجا غرمش آید بچنگ
💡 گرشاسب و همراهانش سوار بر گاوها شدند و من با عده ای از سواران خود بر پشت اسب براه افتادم و در حالی که میتاختیم از دریای هامون به سوی شهر رفتیم….