ها زدن
متضادها
نجوا کردن، پچپچ کردن
لغت نامه دهخدا
ها زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پیاپی و بسیار زدن. مکرر زدن. ( یادداشت مؤلف ): مردم دست به پشت او ها میزدند و او را می انداختند و او واپس می نگرید تا مگر رسول علیه السلام رحمت کناد. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ).
جمله سازی با ها زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیده برهم نتوانم زدن از خون جگر رحمتی کن به من از دیده ی خونبار بترس
💡 چنین پرسشهایی ممکن است به عنوان یک ابزار بلاغی مورد استفاده قرار گیرند:پرسش تلاش میکند تا پاسخهای مستقیم را محدود به پاسخهای مورد دلخواه پرسش کننده کند. مثال مرسوم آن این است :"آیا از کتک زدن همسرت دست کشیدی؟" چه پاسخ دهنده پاسخ دهد بله یا خیر، آنها به داشتن همسر و کتک زدن او در زمان گذشته اعتراف میکنند. و در این مورد گرفتار شدن پاسخ گو است زیرا پاسخ گو را به یک پاسخ محدود میکند و مغالطه بوجود آمدهاست.