لغت نامه دهخدا
نیمه روزی. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) روزی کم. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص نسبی ) عمله نیمه روزی؛ کارگر نصف روزه. عمله ای که یک نیمه از روز کار کند.
نیمه روزی. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) روزی کم. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص نسبی ) عمله نیمه روزی؛ کارگر نصف روزه. عمله ای که یک نیمه از روز کار کند.
روزی کم. یا عمل. نیمه روزی. کارگر نصف روزه. عمله ای که یک نیمه از روز کار کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این یکی از چرخ گردان نیستی هر نیمه شب وان دگر بر خاک غلطان نیستی روزی دو بار
💡 فتنه باشد که در آئی روزی نیمه مست از در کاشانه ی من