نورزا ی

لغت نامه دهخدا

نورزای. ( نف مرکب ) نورزاینده. نورافشان. پرنور. روشن:
ای نورزای چشمه دیدی که چند دیدم
در چاه شر شروان ظلمات ظلم بیمر.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 187 ).

فرهنگ فارسی

( نورزا ی ) ( صفت ) آنچه تولید نور کندنورافشان. ای نورزای چشمه دیدی که چند دیدم در چاه شر شروان ظلمات ظلم بی مر. ( خاقانی.سج.۱۸۷ )

جمله سازی با نورزا ی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از گروه سخت بالپوشان گونه‌هایی از خانواده‌های سوسک بهار، سوسک‌های شب‌تاب و کرم شب‌تاب تولید نور می‌کنند. عضو نورزا در این حشرات نیز متفاوت است، به‌طوری‌که در بعضی از آن‌ها در قسمت‌های کناری پیش قفس سینه و در بعضی دیگر در زیر جلد انتهای ناحیه شکمی (کرم شب‌تاب) قرار دارد.

💡 لارو بعضی از دوبالان نیز نورزا هستند. آن‌ها معمولاً در غارها زندگی می‌کنند و در آن‌جا از خود دام‌های تار مانندی درست کرده و با تولید نور باعث جلب حشرات ریز می‌شوند و بدین ترتیب آن‌ها را به دام انداخته و مورد تغذیه قرار می‌دهند. عضو تولید نور در این حشرات بسته به گونهٔ آن‌ها متفاوت بوده و ممکن است از قسمت جلو یا انتهای شکم، یا از قسمت انتهایی لوله‌های دفعی و غیره تولید شود.

💡 بیشترین تعداد جانوران دارای نورزا در قسمت‌های بالایی آبهای عمیق یعنی مزوپلاژیک و باتی‌پلاژیک فوقانی دیده می‌شوند. حضور موجودات دارای خاصیت زیست‌تابی در قسمت‌های عمیق‌تر دریا کاهش می‌یابد.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز